نقدی بر کتاب میراث میرک

متن کامل

هرگز بیان نکردن، بهتر از سست بیان کردن است. این گفته را به ونسان ونگوگ نسبت می دهند.                                      

 در مراسم اختتامیۀ " آیین یکصد سال آموزش هنر در تبریز" ،  پر از حاشیه و پر از انتقاد، از کتابی بنام میراث میرک به کوشش غلامرضا برادران نیز رونمایی گردید.
این کتاب با بیش از سیصد صفحه، همچنانکه در پیشگفتارش آمده ( شامل تاریخچۀ آموزش هنر در ایران و تبریز، میرک به روایت تصویر، نمونۀ آثار هنرجویان، لیست های هنرآموزان و هنرجویان میرک، تصاویر کارنامه  ها و دانشنامه های دیپلم، نمونۀ اسناد آرشیوی و اسناد ملی و .... می باشد.)

همانجا بدرستی اذعان شده که ( به لحاظ پراکنده بودن مستندات و مدارک و عدم امکان گردآوری آنها بی تردید این مهم، مجموعۀ حاضر را با کاستی ها و نواقص متعددی همراه نموده است که با تورق آنها بهمراه مرور و یادآوری خاطرات در اذهان موضوع مذکور بیشتر نمایان خواهد شد... و پیشنهادات و انتقادات و مساعدت های اساتید، فارغ التحصیلان و دست اندرکاران این هنرستان از گذشته تا هم اکنون، در رفع نواقص و کاستی ها و ارتقاء این مجموعۀ کهن ما را یاری رساند.) 

و البته همین گفته در صفحۀ پایانی کتاب نیز بنوعی  تکرار و تاکید شده است.

اصولا از پیشنهادها و مساعدت های اساتید، فارغ اتحصیلان و دست اندرکاران این هنرستان باید قبل از چاپ وانتشار این کتاب بهره گرفته میشد و احتمالا و حتما گرفته شده است هم. اما قطعا از اطلاعات موثق کسانی که صلاحیت بیشتری در مشاوره برای تدوین صحیح و بی نقص این مجموعه داشتند، هرگز استفاده نشده است.  

در نوشتۀ حاضر سعی کرده ام با استقبال از درخواست مولف محترم برای رفع نواقص و کاستی ها و ارتقاء این مجموعۀ کهن، موارد قوت و نیزمهمترین نقاط  ضعف این کتاب را که به مثابۀ سندی ماندگار و مکتوب برای آیندگان تلقی می شود و نسل های بعد، ناگزیر به نوشته ها و اسناد این مجموعه - درست یا غلط - استناد خواهند نمود، اجمالا برشمارم.

پس بر ماست که با امانت داری، صداقت، مسوولیت پذیری، تحقیق و مداقه، واقعیات را همانگونه که اتفاق افتاده اند، به نسل های آینده منتقل کنیم و از اشاعۀ آنچه نادرست و ابتر است و آنچه که نیمی از واقعیات را بیان و نیم دیگر آنرا کتمان می کند و نادیده میگیرد - و این خطرناک تر از سکوت و بیان ننمودن همۀ واقعیات است- بپرهیزیم.

اما انتقادات، همچنانکه خواستۀ مصرانۀ مولف کتاب است، در این مختصر مطرح و پیشنهادی نیز ارائه خواهد گردید. 
 1- با توجه به محتوای کتاب و ذکر تاریخچۀ صد سال اخیر آموزش هنر در تبریز، یادآوری تاریخچۀ اجمالی هنرستان های میرک، کوثر و اقبال آذر، چاپ اسناد و تصاویر استادان و هنرجویان اولین دوره های این هنرستان ها از نقاط قوت این کتاب محسوب می شود. 

بعضی عکس ها ز منظر تاریخی منحصربفرد هستند و با توجه به حضور مقامات عالی رژیم سابق در عکسها، از جسارت قابل تحسینی در انتخاب و چاپ آنها در کتاب حکایت می کنند و می باید نیز چاپ می شدند. چون پیشینۀ هنرستان های میرک و موسیقی "اقبال آذر" به دو دهه قبل از انقلاب میرسد و لاجرم مقامات عالی کشوری در مراسم مختلف این هنرستان ها حضور داشتند و کتمان آنها، کتمان بخشی از تاریخ مهم آن تلقی می شد و بدرستی که این صورت نگرفته و قابل تقدیر بسیار می باشد.

ضمن اینکه نفس عمل در تدوین کتابی در مورد تاریخچۀ میرک و استادان و هنرجویان آن تلاشی بسیار مقبول و درخور ستایش بسیار است، بشرطیکه از علم، دقت و زمان کافی برای تحقیق و گرداوری و البته وسواس بسیار برای نشر اطلاعات درست برخوردار باشد.

2-در صفحۀ 17 کتاب، به برپایی اولین نمایشگاه هنری در تبریز توسط مرحوم داوود امدادیان اشاره شده است. لازم به ذکر است که اولین نمایشگاه را ابراهیم پشت پناه در سال 1342 در سالن هنرستان برگزار کرده بود که مقارن با سال ورود به هنرستان زنده یاد داوود امدادیان به هنرستان میرک بوده است. نمونۀ کارت دعوت نمایشگاه پشت پناه، تاریخ 8 آبان 1342 را دارد.

3- در بخش دیگری از کتاب، صفحات 17 و 18 آمده: 

از هنرجویان سابق هنرستان که اکثرا از هنرجویان دهۀ چهل بودند، می توان به آقایان مرحوم مرتضی نخجوانی، باقری، پوررضایی، محمدرضا احرار و.... و بسیاری دیگر اشاره کرد و ... که کلیۀ افراد مذکور از مفاخر فرهنگ آذربایجان محسوب می شوند. 

اما از این مطلب چنین مستفاد می شود که اکثر اینان از هنرجویان دهۀ چهل این هنرستان بودند و بعد ها هنرآموز این هنرستان شده اند. در حالیکه بین اینان حداقل می توان از عبدالحمید فاطمی و مرحومین مرتضی نخجوانی، عبداله باقری، آشوت بابایان، علی اکبر یاسمی، گریگور واهرامیان، فیروز نخجوانی، کارنگ، مادام واهرامیان (همان مریم آراکلیان) نام ببرم که اصلا هنرجوی این هنرستان نبودند که هیچ، بجز فیروز و کارنگ، همگی از همان بدو تاسیس جزو اولین استادان "هنرآموزان" این هنرستان بودند و درست تر این بود که استادان اولیۀ هنرستان را از هنرآموختگان میرک که بعدها استاد این هنرستان شدند، تفکیک می گردیدند.

4- در صفحۀ 18 کتاب قید شده:

اوج شکوفایی هنرستان بین سال های 80 تا 85 بود و تعداد هنرجویان به 128 نفر رسیده بود. در حالیکه این برداشت نیز نادرست است. مگر اوج شکوفایی یک موسسۀ آموزشی را با کمیت و تعداد هنرجویانش می سنجند؟!  

اوج شکوفایی هنرستان، به نوشتۀ خود مولف در صفحۀ 17 که البته ناقض ادعای اخیرش است، دهۀ پنجاه ذکر شده که اینمورد صحیح است:

[ در آن سالها هنرستان تبریز"دهۀ پنجاه" تا حدی به اوج رسیده بود که کارشناسان دانشکدۀ هنرهای زیبای تهران در سفری برای بررسی وضعیت آکادمیک هنرو نقاشی در تبریز اعتراف به برتری آثار هنرجویان نسبت به دانشجویان تهران نمودند]

5- در صفحۀ 17 از آقایان طباطبایی و فاسونکی بعنوان بانیان نگارخانۀ مانی یاد شده است. لازم به توضیح است که نگارخانۀ مانی نهادی دولتی  و وابسته به ادارۀ فرهنگ و هنر وقت بوده است. ذکر بانی یا بانیان نگارخانه درست نیست، چون گالری خصوصی نبوده است. تاسیس این نگارخانه در سال 1354 از طرف ادارۀ فرهنگ و هنر وقت و اولین مسوول و مدیر این نگارخانه، علی کوهپایه بوده است و سپس جلیل پورهادی مسوولیت ادارۀ آن را برعهده گرفت که تا اوایل انقلاب دایر بود. 

6- در صفحۀ 52 که اسامی هنرآموختگان و هنرآموزان هنرستان های زیبای تبریز آمده است، به مادام واهرامیان، گریگور واهرامیان، مرتضی نخجوانی، آشوت بابایان، عبداله باقری، عبدالحمید فاطمی و بعدها میرمحمود علوی وحید بعنوان اولین استادان هنرستان میرک اشاره ای نشده است و اسامی افراد ذکر شده در کتاب، از دایره المعارف هنر(رویین پاکباز) برداشته شده و این را نمیتوان بجز سهل انگاری و عدم اشراف و تحقیق و مشاوره با استادان در حال حیات آنزمان میرک به چیز دیگری تعبیر نمود. که اگر غیر از این می بود، می باید در تنظیم این اسامی از نظرات استادانی که خوشبختانه در دهه های هشتاد و نود عمرشان از حافظۀ بسیار خوبی نیز برخوردارند، بهره گرفته می شد و چون چنین نشده، این ذهنیت در بسیاری ایجاد شده که هدف از نشر این کتاب، سرهم بندی اطلاعات درست و نادرست در مورد میرک، بی توجه به پیشینۀ تاریخی این هنرستان بوده و مولف محترم اصلا اعتنایی به صحت و سقم اطلاعات دریافتی اش ننموده و بیشتر در پی تعجیل در نگارش و چاپ و نشر و افزودن به کارنامۀ خدمتی خود بوده است تا ارائۀ سندی متقن و قابل اعتماد و استناد برای آیندگان.   

7- سخن از کارنامه به میان آمد. بد نیست به این نکته هم اشاره شود که بنظر بنده و بسیاری از صاحبنظران، آوردن کارنامه و ریزنمرات هنرجویان آن زمان، با توجه به اینکه جزو اسناد خصوصی و شخصی هنرجویان آنزمان بحساب می آیند و در معرض دید و مقایسه و قضاوت همگان قرار دادنشان چندان صحیح بنظر نمی رسد. و البته به لطف چاپ همین ریز نمرات و آمار دفاتر امتحانات و جواز امتحانات نهائی و گواهینامه های پایان تحصیلات هنرجویان- که می شد از هرکدام  فقط یک نمونه چاپ و بعنوان سند هنرستان ارائه نمود - کتاب نه در یک سوم حجم موجود، که در بیش از سیصد صفحه چاپ شده است.

8- در لیست هنرآموختگان و هنرآموزان هنرستان میرک، کار آنجا خرابتر می شود که نام حداقل دو نفر، منصور قندریز و مارکو گریگوریان در این لیست آمده است. 

 قندریز هرگز در هنرستان میرک تحصیل نکرده بود. او پس از اتمام هنرستان کمال الملک تهران، مدتی به تبریز آمده و سپس در دانشکدۀ هنرهای تزئینی دانشگاه تهران پذیرفته شده و فارغ اتحصیل شده بود. مارکو گریگوریان هم همراه خانواده اش در پنج سالگی از ارمنستان به تبریز کوچ کرده و سپس دوران متوسطه را در مدرسۀ کانانیان اصفهان گذرانده و در ایتالیا ادامۀ تحصیل داده بود. احتمالا مارکو گریگوریان را با گریگور واهرامیان اشتباه گرفته اند!

ضرب المثلی هست که میگوید: صد بار گز کن، یک بار پاره کن. اینجا بی گز کردن پاره کرده اند!

وقتی میگویید از سال 95 شروع به برنامه ریزی برای مراسم بزرگداشت یکصد سال آموزش هنر در تبریز کرده اید، لابد وقت کافی در اختیار داشتید برای جمع آوری اطلاعات صحیح و مستندات این کتاب از منابع معتبر و در دسترس. 

 زمانی که ما نخواهیم بود، این کتاب خواهد بود و کسی یا کسانی که خواهند خواست یکصد و پنجاه سالگی یا دویست سالگی آموزش هنر در تبریز را برگزار کنند، با استناد به این کتاب بیراهه خواهند رفت. چون خشت اول کج نهاده شده و دقیقا بخاطر همین است که چنین دغدغه ای ایجاد و انگیزۀ نگارش این نقد شده است.

 جایی که آب هست، تیمم جایز نیست. وقتی آقایان پشت پناه، مقبلی، فاسونکی، کوهپایه، علوی، پورهادی، ایمانی و دیگران در تبریز و قابل دسترسی هستند واطلاعات موثق در مورد تاریخچۀ هنرستان دارند، چرا باید راه دور رفت، چرا باید روزۀ شک دار گرفت؟ چرا باید با اطلاعات ناقص، اقدام به تالیف و چاپ کتابی نمود که اینهمه مطلب نادرست در آن ذکر شود و مگر تالیف یک کتاب، آن هم تحقیقی و در مورد تاریخچۀ چنین هنرستانی به این راحتی و آسانی است؟! 

9- در صفحۀ آخر کتاب قید شده: " کتاب حاضر حاصل تلاش جمعی عده ای از هنرجویان قدیم، جدید و اساتید هنرستان میرک و همکاران دلسوز این مجموعه بوده و .... " و پذیرفته شده که: ".... البته نقاط ضعف و نواقصی را در خود دارد ولی تلاشمان بر این بود که حداقل گوشه ای از تاریخ یکصدسالۀ آموزش هنر در تبریز را به استناد همین داشته ها بیان نماییم. نظرات و پیشنهادات شما عزیزان در تداوم و پیوستگی این راه، مشوقمان خواهد شد."

بنده نیز نظرات خود را  بصورت اجمالی در خصوص نقاط قوت و ضعف و کاستی ها و مطالب نادرست این کتاب بیان نمودم. اگر به این سخن خود ایمان داشته باشید، هرگز از صراحت کلام و انتقاد منطقی از جانب هر که باشد، رنجشی حاصل نخواهد شد. 

من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم                          تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

پیشنهادی هم دارم. برای جبران مافات، محتوای این کتاب باید توسط شورایی مرکب از صاحبنظران، هنراموختگان و استادان قدیم میرک که چند تن را هم نام بردم، بازنگری و نقاط ضعف و اطلاعات نادرستش اصلاح گردد و بزیر چاپ رود و آنگاه کتاب موجود جمع آوری و خمیر و نسخۀ اصلاح شده و کامل، توزیع و جایگزین آن گردد.  

10-  در خاتمه از اینمورد می گذرم که با وجود سالها تدریس در هنرستان های میرک و کوثر در سال های دهۀ هفتاد، نام نگارنده هم از قلم افتاده است. ضمن اینکه دو پرتره از استاد میرمصور ارژنگی، بی اشاره به نام نقاششان در صفحۀ 70 کتاب چاپ شده است. براستی متوجه نشده اید نقاشش چه کسی است یا تعمدی برای نبردن نامش بوده است؟! 

* مجتبی نخجوانی - رییس انجمن نقاشان تبریز

2 شهریور 1398
تعداد بازدید: 29

نظرات

دسته بندی محصولات
ارائه کنندگان
مرورگر شما بسیار قدیمی است!
جهت مشاهده این وب سایت به صورت صحیح، بروزرسانی مرورگرتان ضروری خواهد بود. بروزرسانی مرورگر
×