حماسه مقاومت

متن کامل

کتاب "حماسه مقاومت" حکایت مقاومت قهرمانانه مردم خوی در مقابل تهاجم ارامنه به روایت منابع دست اول به کوشش علیرضا مقدم و سجاد زینالی توسط انتشارات نباتی به چاپ رسیده است.

مرزهای سیاسی بین کشورها در جهانی که ما امروزه در آن زندگی می کنیم، کم و بیش محصول جنگ جهانی اول است. زیرا در پایان این جنگ، چند امپراتوری بزرگ و کهن از جمله امپراتوری عثمانی پا به عرصه سیاسی جهان گذاشتند. به عنوان مثال از دل امپراتوری بزرگ عثمانی کشورهای جدیدی چون عربستان، سوریه، عراق، اردن، فلسطین و ... به وجود آمدند.

از ابتدای جنگ جهانی اول دولت های متفق به خاک کشورهای متحد به چشم یک غنیمت جنگی می نگریستند و تلاش می کردند مساحت بیشتری از خاک این کشورها را به خود اختصاص دهند. کشور ایران هم به دلیل ضعف حکومت مرکزی و نداشتن ارتشی مقتدر و قوی، مورد طمع کشورهای بیگانه قرار گرفته بود. کشورهای امپریالیست و خونخوار که تلاش می کردند از خاک ایران برای خودشان سهمی اختصاص دهند، برای رسیدن به اهداف پلیدشان از هیچ خدعه و نیرنگی فروگذار نمی کردند.

یکی از مناطقی که در طول جنگ جهانی اول میان دولت های متحد و متفق، بسیار مورد مناقشه و نزاع بود، منطقه آذربایجان ایران بود. این منطقه چندین بار بین ارتش عثمانی و ارتش روسیه دست به دست شده بود. ولی از ابتدای جنگ جهانی اول، تحت اشغال ارتش روسیه تزاری قرار گرفته بود. ارتش عثمانی هم همیشه تمایل داشت تا آذربایجان ایران را تحت کنترل خود داشته باشد. به همین دلیل ارتش عثمانی و ارتش روسیه تزاری همیشه بر سر آذربایجان ایران در حال کشمکش و درگیری بودند.

با وقوع انقلاب فوریه 1917 میلادی در روسیه تزاری و خلع نیکولای دوم از سلطنت، حکومت سلطنتی خاندان رومانف عملا در روسیه از هم پاشیده شد. پس از انقلاب فوریه، حکومت جدید روسیه را گروهی از لیبرال ها و سوسیالیست ها تشکیل دادند و با برگزاری انتخاباتی دموکراتیک، مجلس موکلان و قوه مجریه را در دست گرفتند. مشکلات اقتصادی و اجتماعی روسیه در آن روزها به قدری زیاد بود که مردم عادی نان برای خوردن نمی یافتند. کارگران هم دست به اعتصابات سراسری زده و بخش صنعتی شهرهای بزرگ را از کار انداخته بودند. روسیه ای که به سرعت به سوی اضمحلال و نابودی پیش می رفت و درگیر مشکلات اقتصادی زیادی بود، دیگر توانایی ادامه حضور در جنگ جهانی اول را نداشت.

نظامیان روسیه هم که منطقه آذربایجان ایران را تحت اشغال خود داشتند، دچار سردگمی و بلاتکلیفی شده بودند. آنها نمی دانستند حکومت جدید روسیه چه کار خواهد کرد و چه دستوری صادر خواهد کرد. چند ماه بعد، یعنی در اکتبر سال 1917 میلادی، انقلاب دوم در روسیه به وقوع پیوست و بلشویک ها توانستند حکومت را در اختیار بگیرند. بلشویک ها دیدگاه مثبتی در رابطه با ادامه حضور در جنگ جهانی اول نداشتند و این جنگ را یک جنگ امپریالیستی بر علیه کشورهای ضعیف می دانستند. از اینرو آنها خواهان خروج از این جنگ و تمام عواقب و نتایج آن شدند. به همین سبب بلشویک ها با کشورهای درگیر جنگ بر سر میز مذاکره نشستند و با امضای قرارداد ترک مخاصمه «برست لیتوفسک» در ماه مارس سال 1918 میلادی، کناره گیری خود از جنگ جهانی اول را اعلام کردند. این قرار داد به این معنا بود که روسیه دیگر با آلمان و اتریش و مجارستان و بلغارستان و عثمانی خصومتی نداشت و دیگر با آنها طرف درگیر جنگ نبود.

پس از امضای این قرارداد، حکومت روسیه دیگر نیازی به ادامه حضور ارتش روس در منطقه آذربایجان ایران نمی دید. به همین دلیل بلشویک ها تمام افسران، سربازان و سالدات های روسی را به ترک منطقه آذربایجان ایران فراخواندند.

با تخلیه آذربایجان ایران از ارتش روسیه و بازگشت سالدات های روس به کشور خودشان، زمینه برای حضور و گسترش هژمونی ارتش عثمانی بر منطقه آذربایجان ایران بسیار مساعد گشت. زیرا کشور عثمانی هم مرز با منطقه آذربایجان ایران بود و ارتش عثمانی بسیار تمایل داشت که این منطقه فوق العاده مهم و استراتژیک را تحت کنترل خود داشته باشد.

ولی این امر زیاد مورد خوشایند انگلیس و فرانسه نبود. چون انگلیس و فرانسه هر دو در جبهه متفقین بودند و با دولت عثمانی دشمن بودند. از اینرو انگلیس و فرانسه با مشاهده کنار کشیدن روسیه از جنگ، خود را ملزم دیدند تا نگذارند منطقه آذربایجان ایران به دست ارتش عثمانی بیافتد. از طرف دیگر انگلیس بیم این داشت که دو متحد اصلی، یعنی عثمانی و آلمان بتوانندکنترل ایران را در اختیار بگیرند و راه خود را برای تصرف و اشغال مستعمره ارزشمند انگلیس، یعنی هندوستان بگشایند.

از اینرو، انگلیس و فرانسه برای جلوگیری از تسلط عثمانی بر آذربایجان ایران، تنها چاره کار را در حمایت از گروه های مسلح مسیحی و ایجاد یک کشور مسیحی در این منطقه دیدند. انگلیسی ها و فرانسوی ها به خوبی می دانستند آسوری ها و ارمنی ها چه جنگجویان بی باک و بی رحمی هستند و این گروه های مسلح مسیحی چقدر می توانند به کمک آنها بیایند. از اینرو انگلیس و فرانسه و آمریکا شروع به ارسال سلاح برای این گروه های مسیحی کردند و آنها را به خوبی مسلح کردند. ارتشیان روسیه هم که در حال عقب نشینی بودند، با علم به اینکه ارمنی ها و آسوری ها با ارتش عثمانی خواهند جنگید، سلاح های خود را به آنها فروختندو آنها را به خوبی تجهیز کردند. سالدات های روس همچنین می دانستند در راه بازگشته به خانه، سلاح های آنها توسط ارامنه قفقاز و مسلمانان نخجوان ضبط خواهد شد، به همین دلیل چاره ای غیر از فروختن سلاح هایشان نداشتند.

در این شرایط گروه های مسلح ارمنی و آسوری که اسیر فریب انگلیسی ها و فرانسوی ها و آمریکاییها شده بودند، به توهم ایجاد یک کشور مسیحی در غرب آذربایجان ایجاد کنند و مسلمانان این منطقه را از سرزمین آبا و اجدادی شان بیرون کنند. ارامنه و آسوری ها برای پاکسازی قومی غرب آذربایجان از وجود مسلمانان و برای اجبار مسلمانان جهت ترک سرزمین اجدادی شان، دست به قتل عام های بزرگ و هولناکی زدند. به عنوان مثال در شب چهارشنبه سوری سال 1296 شمسی، گروه های مسلح ارمنی و آسوری در شهر اورمیه چنان جنایات هولناکی مرتکب شدند که ذکر این جنایات، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. جنایات و فجایعی که ما امروزه با نام «فجایع جیلولوق» می شناسیم، همگی روایت این قتل عام ها و جنایت های بیشمار گروه های ارمنی و آسوری در آذربایجان غربی است. مطالعه جنایات ارامنه و آسوریان در اورمیه و سلماس و خوی، دیدگان هر انسان منصفی را پر از اشک می کند.

از طرف دیگر،پس از اعلام استقلال ارمنستان در سال 1918 میلادی و تشکیل کشور مستقل ارمنی به پایتختی شهر سابقا مسلمان نشین ایروان، گروهی از نظامیان عضو حزب تروریستی داشناکسیون به فرماندهی آندرانیک اوزانیان، برای گسترش مرزهای ارمنستان و نیز ضربه زدن به قشون عثمانی از پشت، تصمیم به حمله به خوی و اشغال این شهر گرفتند. آنها می خواستند با اشغال خوی و در اختیار گرفتن کنترل منطقه وان ایروان-نخجوان، شرایط را برای قشون عثمانی سخت تر کنند و قشون عثمانی را از پشت سر مورد حمله قرار دهند. آندرانیک اوزانیان و نظامیان تحت امرش تصمیم داشتند به هر قیمتی که شده، ولو به قیمت کشته شدن مردم بیگناه و غیرنظامی خوی، این شهر مهم و استراتژیک را اشغال کنند. اگر شهر خوی توسط قوای آندرانیک اشغال می شد، ارامنه قفقاز با ارامنه ایران متصل می شدند و شرایط برای ارتش عثمانی و مردم آذربایجان ایران بسیار سخت تر می شد.

از سوی دیگر مردم خوی هم که نمی خواستند سرنوشت تلخ و پر درد مردم اورمیه و سلماس را تجربه کنند، تصمیم به دفاع از شهرشان گرفتند. این مردم بر آن شدند تا با دستان خالی و با اندک داشته های خود، از شهر و ناموس و موجودیت خودشان دفاع کنند. چون می دانستند اگر شهر خوی به اشغال ارامنه درآید، قتل عام گسترده ای رخ خواهد داد و مردمان بیگناه زیادی به دست خونخوارهای ارمنی کشته خواهند شد. چنانچه در شهرهای اورمیه و سلماس نظیر این اتفاق رخ داده بود.

پس از رسیدن نظامیان ارمنی به دیوارهای دفاعی شهر خوی در سوم تیرماه سال 1297 شمسی و پس از جنگی یک روزه، قشون عثمانی به فرماندهی علی احسان پاشا به یاری مردم خوی رسیدند و آنان را از خطر قتل عام رهانیدند. اگر قشون عثمانی آن روز به یاری مردم خوی نمی رسید و حمله ارامنه را دفع نمی کرد، چه بسا خون های زیادی از مردم بیگناه خوی ریخته می شد و افراد زیادی کشته می شدند. از اینرو به هنگام رسیدن ارتش عثمانی، مردم خوی فریادهای الله اکبر سر دادند و از فرط خوشحالی، اشک شوق ریختند. مردم خوی در برابر قشون عثمانی گوسفند قربانی می کردند و از نظامیان عثمانی به خوبی پذیرایی می کردند.

با تاسف زیاد باید گفت که حوادث و فجایع جیلولوق به طور اعم و حادثه عظیم مقاومت مردم خوی در برابر تهاجم قوای ارمنی به طور اخص، آن گونه که باید و شاید مورد توجه پژوهشگران تاریخ قرار نگرفته و بنا به علل گوناگون به ورطه فراموشی سپرده شده است، به گونه ای که بسیاری از مردم کشورمان و حتی ساکنان خود مناطق غرب آذربایجان از این حوادث تلخ و پر درد خبردار نیستند و از بلایایی که بر سر پدرانشان در گذشته ای نه چندان دور آمده، اطلاع چندانی ندارند.

از این رو بر آن شدیم تا منابع دست اول تاریخی مرتبط با این حادثه و نیز معدود نوشته های بعدی درباره آن را در مجموعه ای گردآوری و تقدیم خوانندگان عزیز بکنیم، از مطالبی که در این مجموعه مطالعه خواهید کرد، نوشته های امین الشرع خویی، رحمت الله توفیق و نویسنده ناشناس سلماسی حاصل دیده ها و تجربیات شخصی مولفان است و از این منظر ارزش فراوانی دارد. نوشته های احمد کسروی، مهدی آقاسی و محمد امین ریاحی نیز مستند به خاطرات و روایات و نوشته های کسانی هستند که شخصا در بطن حوادث حضور داشته اند. در مقاله اصغر حیدری نگاهی کلی به اتفاقات آن سالهای غرب آذربایجان افکنده می شود و در مقاله علیرضا مقدم سندی کم نظیر و بسیار ارزشمند از آن سالها ارائه می شود. سجاد زینالی نیز در نوشته ای، کتابشناسی فجایع جیلولوق و حمله ارامنه به خوی را ارائه کرده و در مطلب دیگری به زبان ترکی استانبولی، روایتگر مقاومت مردم خوی در برابر ارامنه بوده است. همین کار را آراز (عباسعلی) احمداوغلو در نوشته ای به انگلیسی انجام داده و این اتفاق تاریخی را به زبان انگلیسی توضیح داده است. سرانجام حمید آرغیش، نویسنده خوئی هم حوادث آن روزها را در قالب داستانی روایت کرده است.

چاپ نخست این مقالات و نوشته ها در یکصدمین سالگرد مقاومت مردم خوی، در تیرماه 1397 به صورت ویژه نامه مجله ندای قلم و به همت مدیر مسئول فرهیخته آن، حامد کاظم زاده خویی تحقیق یافت. چاپ حاضر نیز با افزودن دو نوشته دیگر به صورت کتابی مستقل عرضه می شود؛ در اینجا جا دارد از زحمات احمد خضرلو به خاطر طراحی جلد این کتاب تشکر کنیم.

13 خرداد 1398
تعداد بازدید: 33
محصولات مرتبط
450,000ريال

نظرات

دسته بندی محصولات
ارائه کنندگان
مرورگر شما بسیار قدیمی است!
جهت مشاهده این وب سایت به صورت صحیح، بروزرسانی مرورگرتان ضروری خواهد بود. بروزرسانی مرورگر
×